زندگینامه گوته؛ خالق فاوست، ستایشگر حافظ شیرازی و دیوان غربی شرقی
به گزارش تایمر سرگرمی، زندگینامه گوته (یوهان ولفگانگ فون گوته) روایت زندگی نابغه ای جامع الاطراف، بزرگترین ادیب زبان آلمانی و یکی از قله های رفیع ادبیات دنیا است. گوته نه تنها با آثاری همانند فاوست و رنج های ورتر جوان رمانتیسیسم اروپایی را متحول کرد، بلکه با شیفتگی بی حدوحصر به خواجه حافظ شیرازی و سرودن شاهکار دیوان غربی-شرقی، پیوند جاویدانی میان فرهنگ شرق و غرب برقرار ساخت.
کودکی، پرورش چندزبانه و سال های جوانی در فرانکفورت
یوهان ولفگانگ فون گوته در 28 اوت 1749 در شهر فرانکفورت آلمان در خانواده ای مرفه، متنفذ و دانش دوست زاده شد. پدرش یوهان کاسپار گوته وکیل دادگستری و مردی بسیار سخت گیر و اهل ادب بود که شخصاً آموزش فرزندانش را بر عهده گرفت. گوته از همان دوران نوجوانی زبان های لاتین، یونانی کهن، فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی و عبری را به سرعت فرا گرفت و به مطالعه متون کلاسیک، تورات و شاهکارهای تئاتر پرداخت.
در سال 1765 به خواست پدر راهی دانشگاه لایپزیگ شد تا حقوق بخواند؛ اما روح سرکش و شیفته هنر گوته به زودی او را به مجالس ادبی و کارگاه های نقاشی کشاند. پس از یک دوره بیماری سخت، برای تکمیل تحصیلات به دانشگاه استراسبورگ رفت و در آنجا با یوهان گوتفرید هردر، فیلسوف بزرگ فرهنگ آشنا شد. این آشنایی گوته را به ستایش فرهنگ های بومی، اشعار هومر و آثار ویلیام شکسپیر سوق داد و جرقه های جنبش ادبی طوفان و خروش (Sturm und Drang) را در فکر او شعله ور ساخت.
رنج های ورتر جوان؛ رمانی که قاره اروپا را تکان داد
در سال 1774، گوته در سن 24 سالگی رمانی نامه نگارانه به نام رنج های ورتر جوان (Die Leiden des jungen Werthers) را تنها ظرف چند هفته منتشر کرد. این رمان روایت عشق نافرجام و پرشور جوانی هنرمند به نام ورتر به دختری متعهد به نام لوت بود که به خودکشی تلخ ورتر انجامید.
انتشار این کتاب پدیده ای بی سابقه موسوم به تب ورتر در سراسر اروپا ایجاد کرد. جوانان اروپایی لباس هایی شبیه به ورتر (کت آبی و جلیقه زرد) می پوشیدند و متأسفانه موجی از خودکشی های عاشقانه تقلیدی نیز به راه افتاد که کلیسای کاتولیک را به واکنش واداشت. ناپلئون بناپارت اعلام نمود که این کتاب را هفت بار خوانده است و در ملاقات تاریخی اش با گوته در سال 1808 گفت: شما یک انسان واقعی هستید، موسیو گوته! تأثیرگذاری احساسی ورتر همانند تأثیر شاهکارهای احساسی قرن نوزدهم بود که بعدها به وسیله نویسندگانی همانند چارلز دیکنز در آنالیز زندگینامه چارلز دیکنز؛ خالق اولیور توئیست تکرار شد.
مهاجرت به وایمار و دوستی تاریخی با فریدریش شیلر
در سال 1775، کارل آگوست، دوک جوان وایمار، گوته را به دربار خود دعوت کرد. اقامت در وایمار شروع فصلی نوین در زندگی گوته بود که بیش از نیم قرن تا انتها عمرش به طول انجامید. او در وایمار نه تنها به عنوان شاعر دربار، بلکه به مقام وزارت، مدیریت تئاتر ملی، نظارت بر معادن و امور مالیه استان منصوب شد و اصلاحات اجتماعی متعددی را رقم زد.
بزرگ ترین رویداد فرهنگی این دوره، شروع دوستی نزدیک و هم افزایی بی نظیر گوته با دیگر نابغه ادبیات آلمان، یعنی فریدریش شیلر بود. این دو ادیب از سال 1794 تا زمان درگذشت زودهنگام شیلر در 1805، دوره ای از هنر را بنیان نهادند که به کلاسیسیسم وایمار معروف است. شیلر گوته را تشویق کرد تا شاهکار نیمه کاره خود یعنی فاوست را از نو پی بگیرد و به پایان برساند.
شیفتگی شگفت انگیز گوته به حافظ و خلق دیوان غربی-شرقی
در سال 1814 و در سن 65 سالگی، گوته با ترجمه آلمانی دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی به وسیله شرق شناس اتریشی، یوزف فون هامر پورگشتال، آشنا شد. این رویداد همانند صاعقه ای الهام بخش بر جان سالخورده گوته فرود آمد و او را دوباره جوان ساخت.
گوته چنان شیفته عرفان، رندی، ظرافت طبع و آزادی اندیشه حافظ شد که خود را دوقلوی روحی حافظ در مغرب زمین نامید. حاصل این شیفتگی عمیق، سرودن کتابی بزرگ و یگانه به نام دیوان غربی-شرقی (West-östlicher Divan) بود. گوته در شروع این کتاب می نویسد:
شمال و غرب و جنوب در هم می شکنند و تخت ها به لرزه درمی آیند؛ به مشرق زمین پاک بگریز تا در هوای پدرسالاران نفس تازه کنی، در عشق و نوشیدنی محلی و نغمه سرایی به سرچشمه خضر دست یابی.
گوته در این دیوان فصلی مستقل با عنوان حافظ نامه اختصاص داده و در برابر نبوغ حافظ زانوی ادب می زند. او معتقد بود حافظ به مرتبه ای از رهایی رسیده که هیچ قید و تزویر مذهبی نمی تواند بال پرواز اندیشه او را به بند کشد؛ حقیقتی که ژرفای آن در مقاله زندگینامه حافظ شیرازی؛ لسان الغیب و رازهای غزلیات واکاوی شده است. گوته بعلاوه ارادت عمیقی به بوستان و گلستان داشت و حکمت اخلاقی شیخ اجل را در زندگینامه سعدی شیرازی و سفرهای پرماجرا ستوده بود.
| نام شاهکار گوته | سال انتشار | سبک و ژانر اثر | موضوع و اهمیت فلسفی |
|---|---|---|---|
| رنج های ورتر جوان | 1774 | رمان نامه نگارانه عاشقانه | شروعگر جنبش رمانتیسیسم اروپا و بیان دردهای نسل جوان |
| اگمونت (Egmont) | 1788 | نمایشنامه تراژدی | مبارزه برای آزادی سیاسی در برابر استبداد امپراتوری اسپانیا |
| سال های کارآموزی ویلهلم مایستر | 1795 | رمان تکوین و بلوغ (Bildungsroman) | سفر رشد فردی، تئاتر، استقلال و مسئولیت پذیری اجتماعی |
| فاوست (بخش اول) | 1808 | تراژدی منظوم فلسفی | معامله انسان با شیطان، عطش سیری ناپذیر دانش و سقوط و نجات |
| دیوان غربی-شرقی | 1819 | مجموعه شعر و یادداشت های تطبیقی | پل تمدنی میان اسلام و مسیحیت در ستایش حافظ و شعر فارسی |
| فاوست (بخش دوم) | 1832 | درام منظوم تمثیلی | سفر فاوست در اساطیر یونان باستان و رستگاری نهایی از راه کار نیک |
تراژدی فاوست؛ منشور جاودانه سرنوشت انسان
گوته تمام طول عمر خود، از اوایل بیست سالگی تا چند ماه پیش از مرگ در سن 82 سالگی (بیش از 60 سال)، را صرف تکمیل تراژدی فاوست کرد. فاوست تمثیلی از تمامیت تاریخ تفکر انسان مدرن است؛ دانشمندی که تمام علوم زمانه از الهیات و پزشکی تا حقوق و فلسفه را فرا گرفته اما هنوز حقیقت غایی هستی و شادکامی را نیافته است.
فاوست با شیطان (مفیستوفلس) پیمان می بندد: اگر مفیستوفلس بتواند لحظه ای را به فاوست نشان دهد که او چنان سرشار از رضایت گردد که بگوید ای لحظه درنگ کن، تو چقدر زیبایی!، روح فاوست از آن شیطان خواهد بود. در انتها بخش دوم، فاوست در می یابد که نجات و شکوه آدمی نه در لذت های زودگذر خودخواهانه، بلکه در ساختن دنیای بهتر، بارور کردن زمین بایر و کار ثمربخش برای بشریت نهفته است. این نبرد میان معنا و پوچی، قرن ها بعد دستمایه فلاسفه اگزیستانسیالیست نهاده شد که در زندگینامه آلبر کامو؛ اسطوره سیزیف و فلسفه پوچی نیز پژواک یافت.
پژوهش های علمی گوته؛ نظریه رنگ ها و گیاه شناسی
شگفت آنکه گوته بیش از اشعارش، به دستاوردهای علمی خود افتخار می کرد! او در زمینه گیاه شناسی کتاب دگرگونی گیاهان (Metamorphosis of Plants) را نوشت و اثبات کرد تمام اندام های گیاه از کاسبرگ و گلبرگ تا پرچم ها، در واقع صورت های دگرگون شده یک عضو واحد یعنی برگ هستند.
او بعلاوه در برابر فیزیک نور آیزاک نیوتن ایستاد و رساله قطور نظریه رنگ ها (Theory of Colours) را در سال 1810 تدوین نمود. گوته برخلاف نیوتن که رنگ را صرفاً طول موج فیزیکی می دانست، به ادراک روانشناختی، فیزیولوژی چشم و احساسات القا شده به وسیله رنگ ها توجه کرد؛ نظریه ای که بعدها پایه روانشناسی رنگ ها و هنر نقاشی مدرن شد.
نکته مهم: مفهوم ادبیات دنیای (Weltliteratur) از نگاه گوته
گوته نخستین اندیشمندی بود که اصطلاح ادبیات دنیای را ابداع کرد. او معتقد بود با توسعه ارتباطات، ملت ها باید تعصبات ناسیونالیستی را کنار بگذارند و آثار ادبی یکدیگر را بخوانند تا همگی به خانواده ای واحد بدل شوند. ستایش او از حافظ، سعدی، مثنوی معنوی و متون هندی، گواه تعهد عمیق او به این آرمان بین المللی بود.
بیشتر بدانید: آخرین کلمات گوته پیش از خاموشی ابدی
در 22 مارس 1832، گوته بر روی صندلی راحتی خود در وایمار در آرامش درگذشت. بر اساس گزارش پزشک معالج، آخرین کلماتی که این نابغه دنیا بر زبان آورد این بود: نور بیشتر! (Mehr Licht!). این واپسین تمنا، نمادی زیبا از سراسر زندگی او بود که همیشه در پی گگرددن پنجره های آگاهی و روشنایی بر روی بشریت کوشش کرد.
ترفند طلایی: یادمان حافظ و گوته در شهر وایمار
در سال 2000 میلادی، به نشانه قدردانی از پیوند معنوی گوته و حافظ، بنای یادبودی باشکوه در شهر وایمار آلمان برپا شد؛ بنایی شامل دو صندلی سنگی تراشیده شده از گرانیت باستانی که روبروی یکدیگر قرار دارند تا گفت وگوی ابدی دو حکیم خردمند شیراز و وایمار را جاودانه سازد.
نکات انتهای و جمع بندی کاربردی
یوهان ولفگانگ فون گوته نمونه کمال یافته یک انسان رنسانسی بود که در ادبیات، شعر، نمایش، فلسفه، حقوق، علم فیزیک و سیاست به اوج رسید. اما درخشان ترین میراث او برای ما ایرانیان، نگاه سراسر احترام، فروتنی و عشق او به فرهنگ کهن ایران زمین و شعر حافظ است. بازخوانی اندیشه های گوته به ما می آموزد که فرهنگ های اصیل بشری نه برای ستیز با یکدیگر، بلکه برای گفت وگو، درک متقابل و صیقل دادن روح انسانی آفریده شده اند.
منبع: هفت گنج